<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>صابرین            </title>
<link>http://saberin.blogfa.com/</link>
<description>فرهنگی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 15 Sep 2009 17:22:22 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://saberin.blogfa.com/post-109.aspx</link>
<description> سلامي مجدد  ما باز هم خواهيم آمد انشاءالله با عيد فطر&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 15 Sep 2009 17:22:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberin&amp;postid=109</comments>
<dc:creator>saberin</dc:creator>
<guid>http://saberin.blogfa.com/post-109.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://saberin.blogfa.com/post-108.aspx</link>
<description>امام محمد باقر(ع): آن که د جای خلوت گناهی انجام دهد خدا به او بی اعتنا خواهد شد.</description>
<pubDate>Fri, 08 Feb 2008 03:28:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberin&amp;postid=108</comments>
<dc:creator>saberin</dc:creator>
<guid>http://saberin.blogfa.com/post-108.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://saberin.blogfa.com/post-107.aspx</link>
<description>پیشاپیش میلاد امام محمد باقر(ع) را تبریک عرض میکنم</description>
<pubDate>Fri, 08 Feb 2008 03:21:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberin&amp;postid=107</comments>
<dc:creator>saberin</dc:creator>
<guid>http://saberin.blogfa.com/post-107.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چی شد که برگشتم</title>
<link>http://saberin.blogfa.com/post-106.aspx</link>
<description>پیشاپیش میلاد امام محمد باقر (ع) را تبریک میگویم . تو گوگل  داشنت جستجو میکردم به نام وبلاگم برخوردم گفتم بیام ببینم چه خبره  و آمدم و گفتم حالا که میلاد امام محمد باقر(ع) هم نزدیک است به لطف ایشان وبلاگم پر بارتر و با نظرات بیشتر . باشه  البته این بار هدفمند تر از گذشته آمدم.</description>
<pubDate>Fri, 08 Feb 2008 03:19:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberin&amp;postid=106</comments>
<dc:creator>saberin</dc:creator>
<guid>http://saberin.blogfa.com/post-106.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بی مقدمه</title>
<link>http://saberin.blogfa.com/post-105.aspx</link>
<description>خدا را شکر که با وجود بیش از دو سال دوری مدیریت بلاگفا وبلاگو  حذف نکرد .البته بعد از این دو سال جالب بود بدانید که یکی از این وبلاگها نیز  وبلاگ غیر فعالمو از پیوند هاش حذف نکرد . سه تا از وبلاگ های پیوندم حذف شده با این وجود چون حضور با آن ها خاطره بوده . آن ها را از پیوند حذف نمیکنم. </description>
<pubDate>Fri, 08 Feb 2008 03:14:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberin&amp;postid=105</comments>
<dc:creator>saberin</dc:creator>
<guid>http://saberin.blogfa.com/post-105.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تبنیه</title>
<link>http://saberin.blogfa.com/post-104.aspx</link>
<description>بعد از 2 سال و اندی  به وبلاگم خودم برگشتم از دست خودم و بد قولیهام ناراحتم 2سال جایزه دوستان هنوز به آن ها  تحویل داده نشده من  معلولیت دارم و وسیله هم ندارم به خا طر همین یک کم مشکله  از نزدیکیهای شمال تهران تا قم بیایم . ولی آدرس عزیزان را کماکان دارم (منتظر بودم مسجدمون برای زیارت مسجد جمکران قم بیاید که یک بار آمد ولی دیر وقت بود چندین بار دیگه هم بردند ولی چون مناسبت بود و زمان مناسبت جمکران شلوغ می شود 
من نیامدم.) ولی مطمئن باشید در  اولین فرصت که به قم آمدم  جایزه را که هدیه ناقابلی پیش نیست تحویل خواهم داد . فقط امیدوارم آدرستان نغییر نکرده باشد.
البته مسئله دیگه ای هم بود  . من این مسابقه را برای مسجدی هم در نظر گرفته بودم  ولی حتی 1 شرکت کننده نداشت  چون در مساجد دیگه  حداقل 50 نفر شرکت میکردند . من   خیلی ناراحت شدم  طوری که حتی نرفتم جایزه بخرم . و رویم نشد که توی این وبلاگ بیام .  سال بعدش  که مسئولیت ها عوض شد . یکی از دوستام گفت سوال های سال پیشت  تو کمد دفتره و ما داریم به عنوان چک نویس ازش استفاده میکنیم. یعنی آن که باید سوال ها را توزیع میکذد حتی 1 عدد توزیع نکرده بود . و  اونموقع فهمیدم چرا . و وبلاگ دیگه ای ساختم . چون روم نشد که به صورت عزیزان نگاه کنم . به خصوص که من در اکثر مواقع  در هنگام جایزه دادن بد قول نبودم .</description>
<pubDate>Fri, 08 Feb 2008 02:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberin&amp;postid=104</comments>
<dc:creator>saberin</dc:creator>
<guid>http://saberin.blogfa.com/post-104.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://saberin.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>و شیطان با جمعی از فرشتگان از آسمان به زمین آمد و گروهی اندک به اطاعت او در آمدند سهلوب بن ملاتب ماموریت یافت تا برای هدایت و ارشاد جنیان&amp;nbsp; نزد بزرگ آنان رفت وی به موجب فرامین الهی عمل نمود ولی جنیان از بس که طاغی و بیباک بودند او را به شهادت رساندند و شیطان از این ماجرا غافل بود و به علت اینکه غیبت سهلوب بن ملاتب طولانی گشته بود یکی دیگر از پاکان جن ماموریت یافت اما او را نیز به شهادت رساندند. رسولان دیگری نیز به سوی جنیان رفتند ولی&amp;nbsp; عاصیان همگی را شهید کردند.سر انجام شیطان یوسف بن یاسف را به هدایت جنیان مامور ساخت و او خود را به آن قوم یاغی رساند جنیان قصد جان او را کردند اما یوسف بن یاسف&amp;nbsp; با زرنگی از چنگ آنان امان یافت و برگشت و جریان را برای شیطان تعریف کرد عزراییل با اجازه از خداوند با جمعی از فرشتگان به جنگ با جنیان شتافت و بیشتر کافران را کشت و بقیه جنیان در عالم پراکنده شدند.&lt;FONT color=#0066ff&gt; ادامه در آپدیت بعدی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 Nov 2005 09:47:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberin&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>saberin</dc:creator>
<guid>http://saberin.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://saberin.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>شخصی از جنیان به نام ملیقا حاکم آنان شد اما آنان نیز پس از گذشت روزگاری ر اه ناراستان را در پیش گرفتند و عذاب الهی بر آنان نازل شد و جز اندکی که صالحان و کودکان جنیان بودند همگی منقرض شدند کم کم از بقایای جنان نسلهایی زیاد گردید و هاموس که به زیور دانش آراسته بود حاکم جنیان شد و در طول عمرش به امر به معروف و نهی از منکر و اجرای لحکام شریعت مشغول بود .پس از وفات هاموس اشرار بنی جان کفران نموده خداوند رسولانی نزد آنان فرستاد ولی هر چه تلاش کردند جنیان همچنان نافرمانی کرده وحکمت الهی اقتضا کرد که آنان را عذاب کند خداوند گروهی از فرشتگان را به جنگ با آنان فرستاد و با بنب جان به جنگ پرداختند و بیشتر جنیان کشته شده و بقیه آنان نیز در جزایر ٬جنگلها و صحراها متفرق شدند بعضی از جنیان در این جنگ به اسارت ملائکه در آمدند که از آن جمله کودکانی بودند که هنوز به سن تکلیف و تمیز نرسیده بودنئ ابلیس(شیطان) نیز از ای جن بود که توسط فرشتگانبه آسمان برده شد و در میان آنان ماند و توسط فرشتگات رشد و نمو یافت و روز به روز پیشرفت کرد تا آنجاییکه به مقام تعلیم فرشتگلن رسید از سوی دیگر جمعیت جنیان پس از گذشت مدتی بسیار شد و به تدریج از جزایر و خرابه ها بیرون آمده و در سرزمینهای مسکونی رئی آوردند و از اطاعت خدا دور افتادند ابلیس از خداوند درخواست کرد تا برای هدایت جنیان بر زمین فرود آید خداوند نیز تقاضای او را پذیرفت و&lt;FONT color=#0000ff&gt; ادامه در آپدیت بعدی&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Nov 2005 01:13:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberin&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>saberin</dc:creator>
<guid>http://saberin.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اسامی  برندگان مسابقه  (قسمت الف از طریق اینترنت)</title>
<link>http://saberin.blogfa.com/post-95.aspx</link>
<description>زیر ۱۵ سال&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقای رضا سعادت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زیر ۲۰ سال &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقای علی سعادت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آزاد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱-آقای عباس عباسیان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲-محمد حسین خاکی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از این عزیزان درخواست میشود مقطع تحصیلی&amp;nbsp; خود را بنویسند&amp;nbsp; تا هر چه سریعتر&amp;nbsp; برای تقدیم جوایز اقدام شود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Nov 2005 05:31:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberin&amp;postid=95</comments>
<dc:creator>saberin</dc:creator>
<guid>http://saberin.blogfa.com/post-95.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اول انسان یا جن؟</title>
<link>http://saberin.blogfa.com/post-94.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#666699&gt;قسمت پنجم&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مسلم است جنیان پیش از خلقت آدمیان در زمین ساکن بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از ابت عباس روایت شده است است که اسم ابوالجن (=جان=پدر جن)سوما است و جان لقب اوست.در کتاب اسفار حضرت آدم(ع)آمده است که اسم پدر جن طارنوش بوده و روزگاری که فرزندان و نسلهلی او بر روی زمین زیاد شدند خداوند دینی را برای آنان قرار داد و همه ی جن ها&amp;nbsp; را به اطاعت و عبادت خود مامر کرد طارنوش و پ۱یروانش احکام را قبول کردند و به خوشی روزگار میگذراندند مدتی به این منوال گذشت تا گناهکاری و خود بینی در پیش گرفتند خداوند پس از حجت بر آنان ٬همه را به عذاب دردناک گرفتار نموده و هلاک گردانید به جز مومنان و ضعیفان که همچنان بر طریق راستی و درستی بودند سپس خداوند برای آنان شخصی به نام حلیایش را والی گردانید و شریعتی جدید عطا کرد . وقتی که یک دوره ی دیگر نیز طی کردند چون اساس فکری جنیان بر شر بود٬دوباره راه نافرمانی در پیش گرفتند و دچار خشم الهی شده و جز آنان که به راه راست مانده&amp;nbsp;بودند بقیه به هلاکت رسیدند پس از آن&lt;FONT color=#0000ff size=1&gt; ادامه در آپدیت بعدی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Nov 2005 18:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saberin&amp;postid=94</comments>
<dc:creator>saberin</dc:creator>
<guid>http://saberin.blogfa.com/post-94.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
